آییـنه

تجربه های تدریس در کلاس قرآن

آییـنه

تجربه های تدریس در کلاس قرآن

آییـنه

بسم الله النور


«جهان قرآن مصور است.
و آیه‌ها در آن
به جای آنکه بنشینند، ایستاده‌اند:

درخت یک مفهوم است.
دریا یک مفهوم است؛
جنگل و خاک و ابر.
خورشید و ماه و گیاه...

با چشم‌های عاشق بیا
تا جهان را تلاوت کنیم»

«سلمان هراتی»


*

قرآن را دوست دارم؛ بچه ها را هم. و به مدت دو سال این افتخار را داشتم که در مهدقرآن، مربی بچه های چهار ساله باشم.
مطالبی که در اینجا می نویسم، فعالیت ها، تجربه ها و آموخته هایم در طی آن دو سال است. به این امید که مورد استفادهء دوستان و همکاران فعال در زمینهء آموزش های قرآنی برای کودکان، قرار بگیرد.

.

از پیشنهادها و انتقادهای سازنده‌ی شما خوشحال می‌شوم.

آخرین مطالب

سوره‌ی ماه و خورشید!

يكشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۲۶ ق.ظ

آموزش سوره ی فلق

یا همون سوره ی ماه و خورشید* با قصه:



تصویر خورشید خانم مقوایی را به تخته زدم. چادر مشکی‌ام را روی تخته کشیدم و ماه و ستاره های آهنربایی را روی آن چسباندم.

شب بود. در میانه‌ی قصه با رفتن شب، ماه و ستاره ها هم می‌رفتند و خورشید از زیر چادر شب بیرون می آمد و روز می‌شد.


قصه هم از این قرار بود که:


شبها تا دم صبح ستاره ها تو آسمون ورجه وورجه میکردن. ماه جمعشون می‌کرد و براشون قصه می‌گفت. از همه چیز و همه جا.

قصه‌ی روز رو هم می‌گفت،

وقتی که خورشید خانم می‌اومد تو آسمون،

آسمون آبی و پرنور بود، دیگه هیچ جا سیاه و تاریک نبود، درخت‌ها سبز، دریا آبی و گلها رنگارنگ بودند.

ستاره‌ها خیلی دوست داشتند خورشید رو ببینند.


یک شب یکی از ستاره‌ها گفت که من امشب حتما باید بیدار بمونم و هرطور شده خورشید خانم رو ببینم.

ماه به‌ش گفت: می‌تونی بیدار بمونی، اما فقط تا فلق!

ستاره گفت فلق چیه؟

ماه گفت: فلق وقتیه که خورشید آسمونُ روشن می‌کنه.


ستاره بیدار موند.... و موند.... و موند.... 

چشماش داشتند بسته می‌شدن و خواب می‌رفت...اما هی به زور بازشون می‌کرد....و باز، بسته می‌شدن... و باز....

 کم‌کم از گوشه‌ی آسمون نورهای کوچولویی شروع کردند بالا اومدن و هی بیشتر و بیشتر شدند.... تا وقتی که سر و کله‌ی خورشید خانم پیدا شد... خورشید مهربون لبخند پرنوری زد و  یک‌دفعه همه جا روشن شد..


بعد خورشید همه جا رو نگاه کرد... روی زمین... توی آسمون...

اون گوشه‌ی گوشه‌ی آسمون، یه ستاره‌ی کوچولو دید که سرشُ روی کوه بلندی گذاشته و خوابش برده....

خورشید لبخندی زد. و یه ابر نرم و گرم کشید روی ستاره کوچولو ...


ستاره تا خود شب خوابید و خوابهای رنگی رنگی دید...

شب که شد، بیدار شد و خوابش رو برای ماه و بقیه‌ی ستاره‌ها تعریف کرد....



توضیح*:

گاهی روی بعضی از سوره ها یا احادیث اسم می‌گذاریم.

اسمی که به معنا و مفهوم سوره نزدیک باشد، و آن معنا را بطور ملموس‌تری به بچه منتقل کند.

معنای فلق یعنی طلوع خورشید.

نظرات (۱)

  • نرگس سادات نوری موگهی
  • مبارکه
     عالیه احسنت 
    موفق باشی
    پاسخ:
    خوش اومدید. :)
    تشکر.

    اینجا شکلک نداره که واستون گل بذارم! :)

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی